طی یک ماه اخیر روز به روز شعارها تندتر و تندتر شده است و فحش و ناسزاست که نثار جمهوری اسلامی می شود و پی در پی فحش است نثار اسلام می شود و براندازی رژیم شده است یک آرزوی بزرگ، اگر تصدیق بفرمایید مثل قبل از انقلاب که همه به دنبال سرنگونی رژیم شاه بودند و همه دیدیم که چه شد و به کجا رسیده ایم.
اما براستی خواست های ما چیست که بخاطر آنها مبارزه می کنیم؟ آیا می خواهیم قانون اساسی جمهوری اسلامی را پاره کنیم و دور بیاندازیم و مثل انقلاب 57 یک قانون اساسی پر از اشکال از نو بنویسیم؟ یا چون امریکا که تا کنون چند صد متمم از جمله لغو قانون برده داری به قانون اساسی اش اضافه شده عمل کنیم و نقص ها را اصلاح کنیم؟
در این چند سطر مهمترین دغدغه هایم را در قانون اساسی می نویسم، من می خواهم قانون اساسی کشورم در این موارد اصلاح شود، و برایم نامش مهم نیست بلکه آنچه برایم اهمیت دارد مفادی است که در آن آمده است، حالا اسمش می خواهد جمهوری اسلامی باشد یا دمکراتیک یا فدرال.
من تضمین آزادی مطبوعات می خواهم، تضمین آزادی نشر کتاب و هر نوع مجلد بدون نیاز به اخذ مجوز از هیچ احدی.
من رهبری و ولایت فقیه نمی خواهم، اصول مربوط به او از قانون اساسی حذف شود و جایش رییس حکومت فدرال یا رئیس جمهور بوجود بیاید.
من صدا و سیمای انحصاری نمی خواهم، قانون باید رسما و بدون اگر و اما اجازه تاسیس شبکه های رادیو و تلویزیونی را به همگان بدهد،من نمی خواهم کشورم کشور مجوزها باشد. صدا و سیمای دولتی واگذار بشود.
من آزادی ساخت فیلم و سریال و آزادی ساخت هر نوع موسیقی را برای آحاد ملت می خواهم، بدون نیاز به اخذ مجوز از سوی احدی.
من می خواهم فرهنگ و ارشاد اسلامی بشود «وزارت فرهنگ» و دولت نوکر مردم باشد نه راهنما و مرشد آنها.
من می خواهم قانون فصل الخطاب باشد و شورای نگهبان قانون اساسی حذف شود تا دیگر کسی به دلبخواه خودش قانون و شرع را تفسیر نکند.
من می خواهم تعیین و تایید صلاحیت برچیده شود و همه آحاد ملت بتوانند در انتخابات شرکت کنند و «مردم» آنها را تعیین و تایید صلاحیت کنند.
من پایان دخالت حکومت در زندگی خصوصی شهروندان را می خواهم، من می خواهم دیگر هیچ احدی نپرسد «خانم با شما چه نسبتی دارند؟».
من می خواهم پسوندهای اسلامی از همه جا پاک شود، نه به دشمنی با اسلام بلکه به دوستی آن، که این پسوند ها جز آلوده کردن اسم اسلام به ننگ چیزی در برنداشته است.
من سازمان تبلیغات اسلامی نمی خواهم، هر کسی آزاد است برای عقیده اش تبلیغ کند و این مردم هستند که «بهترین» را انتخاب می کنند نه دولت.
من سپاه و بسیج نمی خواهم، بچیده شدن این دو نهاد ضد مردم را می خواهم، یک پلیس می خواهم و یک ارتش Police & Iranian Army.
من دادگاه و دستگاه قضایی سالم می خواهم که ریاست آن توسط قضات عالی رتبه انتخاب بشود نه اینکه «انتصاب» بشود.
من می خواهم شرط ایفای نقش در هر منصبی تنها و تنها از روی کفایت و توانایی افراد مشخص شود نه از روی عقیده آنها.
من پایان قوانین ضدزن را می خواهم و جایگزینی آنها با قوانین انساندوستانه.
من می خواهم انتصاب به بایگانی کشور ما برود.
من می خواهم قانون صریحا و بدون اگر و اما استفاده از تمامی تکنولوژی ها و امکانات ارتباطی را برای عموم مردم آزاد قرار بدهد.
من قانون شفاف می خواهم بدون اگر و اما و تضمین کننده آزادی های مندرج در منشور جهانی حقوق بشر برای آحاد مردم ایران.
من می خواهم قانون اساسی کشورم پی در پی اصلاح بشود تا خواست مردم همان دوره را پاسخ بدهد.
و بسیاری چیزهای دیگر که الان در ذهنم نیست، بیایید آنچه می خواهیم به یاد بیاوریم و بدانیم چه چیزی می خواهیم.