امروز دقت کنید در حرف زدنتان و در نوشته هایتان چند بار از واژه «باید» استفاده می کنید. استبدادی که در قوانین نداشته ی کشورمان می بینیم حاصل فرهنگ استبدادی ماست. وقتی در گفتارمان «باید» بکار می بریم، ناخودآگاه همه را ملزم به پذیرش اعتقاد خود می بینیم و عقیده خودمان را حق مطلق و غیر آن را باطل می انگاریم.
«باید» جوانه ی فرهنگ استبدادی است بر زبان ما.
سلام
بايد. . .
بدون بايد ها يا نبايد هاي محكم و دقيق و بي خلل كه نميشه قانوني نوشت و به اجرا درآورد… . بايد معيار درستي انتخاب كرد، شاهد اينكه خداوند بارها از بايد ها و نبايد ها هرگز ها و ميشه ها براي بيان قانون استفاده كرده،لـ لن نّ و … .
مگه خودت اين جملات رو قبول نداري:
_ بايد از تجاوز و تعدي دست برداشت.
_ نبايد دروغ گفت.
_ بايد از حق طرفداري كرد.
معيار، اين چيزيه كه بايد روش بحث بشه.
حضرت علي عليه السلام: أنا الميزان.
حضرت محمد صل الله عليه و آله: عليٌّ صراط المستقيم.
يا اصلا اي بايد:
قال الله تعالي عزّ و جلّ: به عزّت و جلالم قسم، اگر عبادت ثقلين كني علي را دوست نداشته باشي، بري بي آبرويي به جهنم مي اندازمت.
و يا اين بايد خدا رو به پيغمبر اسلام(ص) توي قرآن:
اي پيغمبرآنچه از خدا بر تو نازل شد برسان كه اگر نرساني تبليغ رسالت و اداي وظيفه نكردي و خدا تو را از مردمان محفوظ خواهد داشت، خدا كافران را رانمايي نخواهد كرد.
* شايان توجه كه اين آيه مربوط به قبل از وقايع و خطبه غدير خم هست.
دیدگاه توسط مكتوم — اوت 16, 2009 @ 9:07 ب.ظ. |
سلام
منظور من نداشتن باید و نباید نیست، که قانون بایدها و نبایدهای ماست، بلکه وقتی هر شخصی سلیقه شخصی یا نظر و دیدگاه و اعتقاد شخصی اش را برای همه لازم الاجرا می بیند دچار خودمحوری و استبداد نظری شده است و به یقین استبدادی که در اندیشه و فکر انسانها جای گرفته بنیان های دیکتاتوری را استوار خواهد کرد.
دیدگاه توسط مهدی — اوت 17, 2009 @ 7:41 ق.ظ. |